ضرورت مهار مصرف گرایی نوین‌

ضرورت مهار مصرف گرایی نوین‌

 


مصرف‌گرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و خواسته‌ها. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه دربرگیرنده خدمات نیز است. در جوامع نوین، مصرف‌گرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرف‌گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی صرف می‌شود. مطالعه مصرف‌گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا تولید‌کنندگان و توزیع‌کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی‌های آن دارند. به همین لحاظ است که جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل‌های همه‌جانبه آن می‌پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.‌به گزارش خبرگزاری موج مصرف‌گرایی نوین به شکل بی‌رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی ‌و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه‌ریزی است. مصرف‌گرایی بی‌رویه پدیده‌ای بین‌المللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف‌گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع‌تر اجتماعی در نظر گرفت، زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.‌‌ ‌مصرف‌گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری برای اولین بار در اروپا بوجود آمدو سپس به جوامع دیگر بسط داده شده و در شرایط کنونی به وفور و به سرعت شاهد رشد آن در کشور هستیم.‌یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری بر این باور است که فرهنگ مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه‌گذاری و ایجاد موسسه‌های اقتصادی است که روحیه سرمایه داری بوجود می‌آورد و به تدریج یک نظام اجتماعی ایجاد می‌کند. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه‌داری و توسعه مصرف‌گرایی بوجود می‌آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام سودسازی بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه‌گذاری بیشتر و مجددا تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است.‌‌ ‌ابتدا فکر می‌کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه‌داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه‌داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌کنندگان انبوه دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف‌کنندگان انبوه به زودی نمایان شد.‌‌ ‌در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می‌شد. اما تولیدکنندگان نباید خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی‌دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعا مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی‌دوام امکان‌پذیر بود.‌‌ ‌در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه‌های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف‌گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آورد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تاسیس شدند و فرهنگ مصرف‌گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می‌گرفتند و تقریبا مصرف‌گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل شد.‌‌ ‌الگوهای مصرف‌گرایی نوین‌ ‌توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و غیره) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف‌گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می‌گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا مقابل چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره‌های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می‌شدند. مردم به این سمت هدایت می‌شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.‌‌ ‌مصرف‌گرایی می‌بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف‌گرایی باید مهیا می‌شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف‌گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج‌های پی‌درپی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه‌های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان‌شناسی استفاده می‌شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می‌بیند، فکر می‌کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی‌داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت‌های اعتباری حل می‌شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).‌در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی‌شوند، زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می‌ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دور ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها به افراد یا موسسه‌های خیریه. افراد نمی‌توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند، زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. ‌می‌دانیم که سرمایه‌داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه‌داری شده است. هدف سرمایه‌داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف‌گرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف‌گرایی در این کشورها، سرمایه‌داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند. مهمترین عوامل عبارتند از: 1- تجار بزرگ، 2- خرده‌فروشان، 3-صاحبان تبلیغات، 4- دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 6- بانکها و بسیاری از افراد و دیگر موسسات.‌‌ ‌در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شکل‌های زیر نمایان می‌شود:‌1‌- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عینا نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می‌شوند.‌‌ 2‌‌- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عوامل شدیدا به این انتقال کمک می‌کنند.‌‌ 3‌‌- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالایی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌کنند.‌‌ 4‌‌- به تدریج مصرف‌گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی‌می‌شود.‌‌ ‌معمولا در کشورهای در حال توسعه، مصرف‌گرایی با عدم‌امنیت اقتصادی توام می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف‌گرایی را تشدید می‌کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می‌گردد. انبار کردن اجناس به مصرف‌گرایی بی‌رویه تبدیل می‌شود. نهایتا همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می‌کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه‌ای است. همین امر باعث می‌گردد که افراد با زمینه‌های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.‌‌ ‌معمولا جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می‌کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف‌گرایی را برای سه طبقه به بار می‌آورند. هر سه طبقه، مصرف‌گرایی بی‌رویه دارند، اما به شکل‌های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می‌کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌کنند با مصرف‌گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف‌گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می‌شود و اعضای یک طبقه در مصرف‌گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.‌‌ ‌اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌کنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می‌پردازند. بازار برای خوشایند آنها، اجناس ظاهرا لوکس، اما ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می‌دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی ‌بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است، زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.‌‌ ‌اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار را به خود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی‌دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتا خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می‌دهد. در واقع الگوی مصرف‌گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه‌دار از سرمایه بالقوه تلف شده است، زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه‌دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف‌گرایی انبوه عادت می‌کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ وی را تشکیل می‌دهد.‌‌ ‌لزوم برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف‌بهینه ‌برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف‌گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:‌نخست، مصرف‌گرایی صحیح را باید از طریق آموزش‌های رسمی‌به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.‌‌ ‌دوم، مصرف‌گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه‌های آموزش‌های غیررسمی‌از طریق رسانه‌های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.‌‌ ‌سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگی توام شود. نباید گذاشت هر کالایی در جامعه تولید گردد.‌‌ ‌چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید اعمال شود.‌پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتا مشابهی به آنها داشته باشند.‌‌ ‌ششم، تبلیغات باید به گونه‌ای باشند که مصرف‌گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفا به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.‌‌ ‌هفتم، مطالعات علمی‌ ملی و منطقه‌ای پیرامون مصرف‌گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.‌‌ ‌هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه‌های مختلف بجای فرهنگ مصرف‌گرایی فردی اشاعه شود.‌‌ ‌نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع‌آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود.‌‌ ‌دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.‌‌ ‌مصرف‌گرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در غرب و سپس نقاط دیگر دنیا و اکنون درکشورهای جهان سوم ظاهر شد. اعضای طبقه بالای جامعه آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بکار می‌برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف‌گرایی استفاده می‌کنند. طبقه پایین بدون توجه به مساله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرف‌گرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر در این دام فرو می‌رود.‌‌ ‌اگر دولتمردان با همکاری کارشناسان اجتماعی چاره‌ای برای این معضل اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعا اسیر همان مسائل مصرف‌گرایی بی‌رویه غرب خواهد شد. کارهایی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه می‌تواند کار‌ساز باشد. دوم در زمینه کنترل‌های اقتصادی است، بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل‌های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه‌ریزی در‌ سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:‌1‌- برنامه‌ریزی در نهادهای آموزشی 2- برنامه‌ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید 3- برنامه‌ریزی در کنترل بازار و قیمت‌ها. بدون شک برنامه‌ر‌یزی در این زمینه با دشواریهایی روبرو است، اما جاذبه‌های آموزشی داخلی و کنترل‌های منطقی تولیدی و توزیعی می‌تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.‌‌

 

مصرف گرایی بی رویه ؛ سدی در مقابل توسعه در جامعه

مصرف گرایی بی رویه ؛ سدی در مقابل توسعه در جامعه

به گزارش خبرنگار مهر در رشت، آمارهای رسمی بیانگر این واقعیت است که به دلیل مصرف بی رویه مواد غذایی در زمینه برنج پنج درصد، گندم ۱۵ درصد و نان مصرفی ۲۰ درصد ضایعات برجای می ماند. یک عضوکمیسیون اقتصادی مجلس هشتم در این ارتباط گفت: هراندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه راحت طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. سید کاظم دلخوش همچنین ابراز داشت: با ارتقاء آگاهی و سطح فرهنگ عام می توان بهره وری تولید را افزایش و از مصرف گرایی جلوگیری کرد و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورد. نماینده مردم صومعه سرا با اعلام اینکه مصرف گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم می شود، افزود: این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. دلخوش گفت: هر اندازه توزیع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه مصرف گرایی رواج و گسترش سریع تری در درون جامعه خواهد داشت. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم همچنین با اشاره به اینکه منبع کسب در آمد، عامل اساسی برای روحیه مصرف گرایی خواهد بود، افزود: در آمدهای کلان که از طریق کسب رانت ها حاصل می شود به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی شود، روحیه مصرف گرایی را نیز سریعتر رواج می دهد. دلخوش بیان داشت: هرگاه دگرگونی های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروتهای بی حساب و با دآورده مشکل تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس گرایی کاسته خواهد شد. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس همچنین با اعلام اینکه نظام سرمایه داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه حیات نخواهد بود، گفت: آنان بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار خود قرارداده اند. یک کارشناس ارشد امور اقتصادی در این زمینه بیان داشت: مصرف گرایی یکی از پدیده های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. حسین اسدی افزود: تهدید منابع، آلودگی های محیط زیست، فاصله اجتماعی، تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" را از جمله عوارض این پدیده می توان اشاره کرد. وی بیان داشت: هنگامی که زیربنای مناسب تولید و در آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیبهای متعددی در جامعه بروز می کند. اسدی بیان داشت: در شرایط رونق اقتصادی و بالا رفتن قدرت خرید مردم، مصرف گرایی رواج می یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. این کارشناس امور اقتصادی، تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری، ارائه الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه مناسب جهت فعالیت اقتصادی را از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف دانست. اسدی عنوان کرد: در جامعه ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت گیری معنوی انقلاب، به دلایل مختلف ارزشهای مادی رواج یافت و ارزشهای معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. وی یادآور شد: مصرف گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه به طور عمده بعد از جنگ جهانی دوم رواج پیدا کرد. اسدی ادامه داد: دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. این کارشناس ارشد امور اقتصادی ادامه داد: بنابراین مصرف گرایی، ضامن چیزی جز نیاز های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. اسدی گفت: البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت طلبی، تجمل پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکافی بین خود و سایر گروه های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. اسدی ادامه داد: از آنجا که مصرف گرایی، برداشت بیش از اندازه هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. یک استاد رشته علوم اجتماعی نیز در این ارتباط خاطرنشان کرد: بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی ا ست، با این وجود تلاش برای آموزش این مسئله در کتب درسی، فیلمها، سریالهای تلویزیونی ضروری است. محمدجواد اسدی فر بیان داشت: ضعف آموزش، تشدید روحیه تجمل گرایی و مصرف گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. وی اظهار داشت: تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی، به اضافه حضور فعال بخش های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. اسدی فر افزود: اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتا می توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق شود. این استاد دانشگاه همچنین بیان داشت: هرگونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه تولید تجهیز شود. وی خاطرنشان کرد: مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی توان تنها یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. اسدی فر ادامه داد: بنابراین نقطه عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه همگامی ساختار و کارکرد های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف گرایی باز کنند.

 

مصرف گرایی و آسیب‌های آن

مصرف گرایی و آسیب‌های آن



مصرف گرایی یکی از پدیده‌های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده می‌توان به تحدید منابع، آلودگی‌های محیط زیست و فاصله‌ی

 

 

اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعه‌ی ما گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی

 

افتخار محسوب می‌شود؟ آیا میان مصرف‌گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه‌ای وجود دارد؟ چگونه می‌توان گرایش به مصرف‌گرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه می‌توان مردم را

 

در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید می‌کند؟

 


هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و در‌آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیب‌های متعددی در جامعه بروز می‌کند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا ‌رفتن قدرت خرید

 

 مردم، مصرف‌گرایی رواج می‌یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، ارائه‌ی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه‌ی مناسب جهت فعالیت اقتصادی‌ست. در جامعه‌ی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت‌گیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزش‌های مادی رواج یافت و ارزش‌های معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرف‌گرایی، ضامن چیزی جز نیاز‌های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت‌طلبی، تجمل‌پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروه‌های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرف‌گرایی، برداشت بیش از اندازه‌ی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرف‌گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیر‌ساخت‌های توسعه می‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه‌ی راحت‌طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسان‌هایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر می‌کنند، سهل‌تر پذیرای روحیه‌ی مصرف‌گرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهره‌وری تولید را افزایش داده و هم از مصرف‌گرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیت‌های تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همان‌طور که بیان شد، مصرف‌گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه‌ی مصرف‌گرایی رواج و گسترش سریع‌تری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسی برای روحیه‌ی مصرف‌گرایی خواهد بود. بدین صورت در‌آمدهای کلان که از طریق کسب رانت‌های مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی‌شود، روحیه‌ی مصرف گرایی را نیز سریع‌تر رواج می‌دهد. بنابراین هر گاه دگرگونی‌های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروت‌های بی‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایه‌داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه‌ی حیات
نخواهد بود، لذا جست و جوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است. بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی‌ست و با این وجود هیچ تلاشی برای آموزش این مسئله در کتب درسی یا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی مشاهده نشده، به این ترتیب ضعف آموزش، تشدید روحیه‌ی تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی،
به اضافه حضور فعال بخش‌های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه‌ی ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری‌های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. در این صورت اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتاً می‌توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق گردد. هر گونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه‌ی تولید تجهیز شود. مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی‌توان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز می‌ماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه‌پذیری نقش‌های مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه می‌توان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطه‌ی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ‌ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه‌ی همگامی ساختار و ‌کارکرد‌های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف‌گرایی باز کنند.


 

سوالات دروس5-1جامعه شناسی 1 دوم انسانی

فصل اول: نقش

 

درس اول:درباره نقش بيشتر بدانيم

رديف

شماره صفحه

                                                      متن پرسش

1

4

نقش را تعريف كنيد.

2

4

منظور از انتظارات نقش چيست؟ يك مثال بزنيد.

3

5

چه تفاوتي بين نقش هاي  «سلطان _ رعيت» و «دولت_ شهروند»وجود دارد؟

4

6

طبقه بندي نقش ها به چه صورت است؟نام ببريد.

5

7

نقش هاي «انتسابي» را تعريف كنيد و يك مثال بزنيد.

6

7

نقش هاي «اكتسابي» را تعريف كنيد و يك مثال بزنيد.

7

7

نقش هاي «اكتسابي»به چه دليل تعريف شده هستند؟

8

7

طبقه بندي نقش ها را نام ببريد و هريك را مقايسه كنيد.

 

درس دوم:چگونه با نقش ها يكي شويم؟

1

9

نقش هادر زندگي اجتماعي چه شباهت هائي به صحنه تئاتر دارند؟

2

10و11

نقش ها به چه صورتي تعريف مي شوند؟نام ببريد و براي هر يك مثال بزنيد.

3

10

نقش رئيس جمهوري كه بعد از انقلاب اسلامي پديد آمده است چگونه تعريف مي شود؟

4

10

نقش كوپن فروشي ،كه در شهرها بعد از شكل گيري بسيج اقتصادي شكل گرفته چگونه  تعريف مي شود؟

5

11

چند نمونه از نقش هائي را كه در زندگي روز مره شكل گرفته اند و با زندگي روزمره هم تغيير مي كنند، نام ببريد.

6

11

چرا نقش ها چه به صورت قانوني و چه به صورت عرفي تعريف شده باشد،توسط مردم و اجتماع آنها تعريف مي شود؟

7

11تا13

مراحل يكي شدن فرد با نقش را نام ببريد.

8

11

اولين مرحله آشنائي با نقش چگونه است؟يك مثال بزنيد.

9

12

دومين مرحله ،از مراحل يكي شدن فرد با نقش چيست؟ يك مثال بزنيد.

10

13

مرحله ي سوم از مراحل يكي شدن فرد با نقش چيست؟يك مثال بزنيد.

11

12

حداقل شناخت از نقش چگونه است؟

12

14

«پذيرش و ايفاي نقش»   باعث به وجود آمدن چه مشكلي مي شود؟

13

14

يك نمونه مثال بزنيد كه «تفاوت در ميزان آشنائي با نقش» دچار مشكل مي شود؟

14

14

خلاقيت هاي فردچگونه در خدمت رشد و توسعه ي نقش قرار مي گيرد؟

 

درس سوم :نقش ها در زندگي ما چه نقشي دارند؟

1

16تا18

تعريف نقش ها در زندگي اجتماعي چه سودي دارند؟نام ببريد.

2

16تا18

پيامدهاي مثبت نقش در زندگي اجتماعي را نام ببريد.

3

16

انجام دادن به وظيفه در يك شبكه نقش چه پيامدهايي دارد؟

4

18

نقش ها چگونه باعث انسجام بخشي به زندگي اجتماعي مي شوند؟

5

17

شبكه نقش ها را در روستا و شهر مقايسه كنيد.

6

19

رضايت رواني حاصل از كار جمعي چگونه به وجود مي آيد؟

7

19

اثر رضايت رواني حاصل از كار جمعي در جنگ چگونه است؟

8

20

اگر فرد يا افرادي در يك شبكه ي نقش وظايف خود را به خوبي انجام ندهند،چه خواهد شد؟

 

 

درس چهارم:افراد در چه شرايطي نقش خود را به خوبي ايفاء نمي كنند؟(1)

1

21

يك نمونه از عدم آشنائي با وظائف نقش را بنويسيد.

2

22

چرا اطلاع پيرامون وظائف نقش ها ناكافي و ناقص است؟

3

22

«ابهام نقش» را تعريف كنيد.

 

رديف

شماره صفحه

                                                               متن پرسش

4

23

چرا افراد از وظايف و حقوق نقش ها درك يكساني ندارند؟

5

23

يك نمونه از تفاوت در محيط آموزشي را بگوئيد كه باعث ابهام نقش مي شود؟

6

24

به چه طريقي فرد با نقش شهروندي خود درجريان زندگي آشنا مي شود؟

7

24

تغيير ارزش ها و شرايط عمل كه موجب تغيير نقش ها مي شوند چگونه باعث ابهام نقش مي شود؟

8

24

يك نمونه از تغيير ارزش يا شرايط عمل را كه موجب تغيير نقش مي شود بنويسيد.

9

25

«دل زدگي از نقش» چگونه صورت مي گيرد؟

10

25

براي« دل زدگي» از نقش يك مثال بزنيد.

 

درس پنجم:افراد در چه شرايطي نقش خود را به خوبي ايفاء نمي كنند؟(2)

1

27

چرا افراد بايد براي ايفاي نقشي كه بر عهده مي گيرند بر اساس ويژگي ها و توانايي هايشان عمل كنند؟

2

27

يك نمونه مثال بزنيد كه فرد نقشي را كه برعهده گرفته است بر اساس توانائي ها  و ويژگي هايش نبوده است.

3

27و28

براي نقش هايي كه فردبرعهده مي گيردچند حالت وجود دارد؟ براي هريك مثال بزنيد.

4

28

«تعارض نقش »چگونه باعث مي شود كه فرد نقش خود را به خوبي ايفاء نكند؟

5

28

«گرانباري نقش»چگونه به وجود مي آيد؟يك مثال بزنيد.

6

21تا30

افراد در چه شرايطي نقش خود را به خوبي ايفاءنمي كنند؟(تيترهاي دروس 4و5)

خلاصه ی دروس 4-1درس جامعه شناسی 2سوم انسانی

فصل اول : هويت
درس 1 : نقش « موقعيت » در هويت يابی چيست ؟

 

  درس 1
نقش « موقعيت » در هويت يابی چيست ؟
مفاهيم كليدي :

موقعیت ، خود ، هویت یابی ، موقعیت های مهم ، تبعیض نژادی .  

 

  خلاصه درس :

شرایط و محیطی که خود را در آن می شناسیم ، موقعیت ما محسوب می شوند که امکان های متفاوت و متنوعی را برای فعلیت بخشیدن به خود و شناخت آن فراهم می کنند .
برخی موقعیت ها به علت ان که امکان بیشتری برای فعلیت بخشیدن و نشان دادن خود فراهم می کنند و برخی به دلیل تاکیدی که جامعه برآنها دارد ، اهمیت بیشتری برای فرد دارند .
هویت هر فرد نیز مجموعه ی تفاوت ها و تمایزهایی است که فرد در موقعیت های مختلف خود را با آنها شناخته و مورد تایید دیگران قرار گرفته است . ویژگی های با دوام تر هویت آنهایی هستند که در موقعیت های بیشتری مورد تاکید قرار می گیرند .  

 

  مرور مفاهيم :

1. شرایط و محیطی که خود را در آن می شناسیم موقعیت ما محسوب می شود .

2. موقعیت ها ، امکان های متفاوت و متنوعی را برای فعلیت بخشیدن به خود و شناخت آن فراهم می کنند .

3. اگر فرد در موقعیتهایی قرار گیرد که امکان فعالیت چندانی نداشته باشد ، به تدریج خود را منفعل و مجبور تصور می کند .

4. اگر فرد در موقعیت هایی قرار گیرد که بتواند فعال باشد و بر موقعیت اثر بگذارد ، خود را فعال خواهد شناخت .

5. موقعیت ها به تناسب امکان هایی که برای فعالیت « خود » فراهم می کنند ، در شناخت خود ( هویت ) سهیم اند .

6. همه ی موقعیتها برای فرد ارزش و اهمیت یکسانی ندارند و بعضی از آنها مهم تر از بعضی دیگرند .

7. موقعیتها را از نظر اهمیت می توان طبقه بندی کرد .

8. موقعیتهایی که به اعتقاد فرد ، امکان بیشتری برای فعلیت بخشیدن و نشان دادن خود فراهم می کنند اهمیت بیشتری دارند .

9. بعضی از موقعیتها ، قبل از اینکه فرد در آن قرار گیرد و احساس کند که می تواند خود را در آن فعلیت بخشد ، برای او مهم می شود .

10. اهمیت یافتن این موقعیتها به خاطر تاکیدی است که جامعه بر آنها دارد .

11. هویتی که هر فرد برای خود می شناسد ، مجموعه ای از تفاوت ها و تمایزهایی است که او در موقعیت های مختلف و در مقایسه با دیگران ، خود را با آنها شناخته و مورد تایید دیگران قرار گرفته است .

12. ویژگی هایی که در موقعیتهای بیشتری مورد تاکید قرار می گیرند ویژگی های بادوام تر هویت ما خواهند شد .

13. دختر و پسر بودن ( مرد و زن بودن ) ، از جمله ویژگی هایی است که در بسیاری از موقعیت ها مبنایی برای تمایز محسوب می شود .

14. اگر فردی بخش عمده ای از زندگی خود را در موقعیت معینی به سر برد ، ویژگی های مربوط به آن موقعیت ، به ویژگی های با دوام تر هویت او تبدیل می شوند .  

درس 2
نقش « دیگران » در هویت یابی چیست ؟

 

  مفاهيم كليدي :

خود ، مقایسه ، وجوه تمایز بخش ، تایید دیگران و هویت ، گفتگو و هویت ، امتناع ، باورها و ارزش های مشترک ، قدرت و هویت .  

 

  خلاصه درس:

پی بردن به تفاوت ، نتیجه ی مقایسه و مبایسه ، مبنای شناخت « خود » است . اما تاکید بر تفاوت به خودی خود به هویت یابی منجر نمی شود بلکه این تمایز باید واقعیت داشته باشد و مورد تایید دیگران هم قرار گیرد .
گرفتن تایید دیگران هم مستلزم گفت و گو و استدلال است . قدرت نیز در شکل گیری هویت نقش دارد و کسی که بتواند گفت و گو در مورد تفاوت ها و توافق بر سر آنها در جهت ادعای خود شکل دهد ، می تواند هویت مورد نظر خود را برای خود یا دیگری تثبیت کند .  

 

  مرور مفاهیم :

1. زمانی که از واژه ی « من » استفاده می کنیم ، با به کارگیری این کلمه می خواهیم خود را از دیگران متمایز کنیم .

2. زمانی که واژه ی « ما » را به کار می گیریم ، اعضای گروه را از دیگران متمایز می کنیم .

3. پی بردن به تفاوت ، نتیجه مقایسه است .

4. ما در هر موقعیتی ، برای این که خودمان را بشناسیم و بشناسانیم ، خود را با « دیگران م مقایسه کنیم .

5. در هر موقعیت ، برای تعریف خود می توان از « وجوه تمایز بخش » استفاده کرد .

6. اگر گروهی خود را برتر از دیگران بدانند اما دیگران این ادعا را نپذیرند ، این ویژگی برای هویت آن گروه تثبیت نخواهد شد .

7. تاکید بر تفاوت و تمایز ، به خودی به هویت یابی منجر نمی شود . بلکه این تمایز باید واقعیت داشته باشد و مورد تایید دیگران هم قرار گیرد .

8. گرفتن تایید دیگران ، مستلزم « گفت و گو » و استدلال است .

9. گفت و گو در صورتی مفید است و به اقناع منجر می شود که طرفین آن در استدلال تکیه کنند و افکار خود را برای یکدیگر توضیح دهند .

10. افرادی که دارای باورها و ارزش های مشترک اند ، سخن و استدلال یک دیگر را بهتر می فهمند و بهتر می توانند یکدیگر را قانع کنند .

11. در جریان گفت و گو و استدلال ، افراد موضع برابر ندارند .

12. زمانی که دو تن یا دو گروه با هم گفت و گو می کنند ، ممکن است یکی از طرفین ، در نقشی قرار گرفته باشد که جامعه برای سخنش اعتبار بیشتری قائل باشد .

13. در زمان گفت و گو ، افراد و گروه ها به رغم همه ی استدلال هایی که ارائه می شود ، می تواند از قبول سخن طرف مقابل سرباز زنند .

14. کسی که بتواند گفت و گو در مورد تفاوت ها و توافق بر سر آنها را در جهت ادعاهای خود شکل دهد ، می تواند هویت مورد نظر خویش را برای خود یا دیگری تثبیت کند .  

درس 3
نقش « روایت » ها در هویت یابی ما چیست ؟

 

  مفاهيم كليدي :

روایت ، روایت دینی ، نقش روایت در شناخت گذشتگان ، معاصران و آیندگان ، انواع مهم روایت ، روایت های صوری ، روایت های ساختگی ، روایت های واقعی .  

 

  خلاصه درس :

آن چه در غالب گفتار و نوشتار و سایر صورت های نمادی بر ما عرضه می شود و ما را از امری مطلع می سازد ، روایت نام دارد . ما از طریق روایت به شناخت خود ، گذشتگان ، معاصران و آیندگان دست می یابیم . روایت ها ممکن است صوری ، ساختگی یا واقعی باشد .  

 

  مرور مفاهیم :

1. هویت ها در مقایسه خود با دیگران و در جریان گفت و گو ، تایید و تثبیت می شوند .

2. ما بخش عمده ای از شناخت خویش درباره ی خود ، دیگران و جهان را از طریق گزارش ها و نقل های دیگران به دست می آوریم .

3. همه ی مطالبی که در غالب گفتار ، نوشتار یا یک گزارش تلویزیونی ارائه یا در یک فیلم تدوین می شود ، ما را به طور مستقیم با واقعیت آشنا می کند .

4. در این گونه شناخت زبان ، نشانه ها و نمادهایی که واقعیت را از طریق آنها می شناسیم ، در نوع شناخت ما تاثیر دارند .

5. آنچه در قالب گفتار و نوشتار و سایر صورتهای نمادی بر ما عرضه می شود و ما را از امری مطلع می سازد با عنوان « روایت » شناخته می شود .

6. به هر روایتی ، از جمله روایت دینی ، زمانی اعتماد می کنیم که اطمینان داشته باشیم که راوی آن فردی راستگوست و دچار اشتباه نشده است .

7. در مورد انواع دانش ها نیز فرض بر این است که دانشمندان راستگوی اند و می کوشند شناختی درست از واقعیت به دست آورند .

8. در شناخت ما از « دیگران » ، چه کسانی که با آنها تعامل داریم و چه کسانی که با آنها تعاملی نداریم – « روایت » نقش محوری دارد .

9. تنها وسیله ی کسب اطلاعات در باره ی کسانی که در آینده خواهند آمد و اوضاعی که در آینده ÷یش می آید ، روایت هایی است که در این باره ارائه می شود .

10. در جریان یک گفت و گو ، طرف ها گفت و گو یکدیگر را از طریق روایتهایی که ارائه می کنند می شناسند .

11. کلمات به تناسب معنایی که برای دیگران دارند و معنایی که می رسانند ما را به دیگران معرفی می کنند .

12. روایت ها از جهت صوری و با توجه به نوع نمادها و نشانه هایی که در آنها به کار رفته است به روایت های گفتاری ، نوشتاری ، بصری ، از جمله نقاشی ، عکاسی ، فیلم ، مجسمه و ... تقسیم می شود .

13. روایت ها را بر مبنای میزان ساختگی یا واقعی بودن آنها نیز می توان طبقه بندی کرد .

درس 4
بهتر است خود را با كدام ويژگي ها تعريف كنيم ؟

 

  مفاهيم كليدي :

كار آفريني ، نقش و عضويت در گروه ، نسب و نسبت ، ويژگي هاي جسماني ، ويژگي هاي رواني و ذهني ، ويژگي هاي اخلاقي ، مالكيت ، مصرف كردن ، پيروي از مد روز ، توليدگري و خلاقيت ، ويژگي هاي اكتسابي ، ويژگي هاي انتسابي  

 

  خلاصه درس :

نقش و عضويت در گروه ، نسب و نسبت ، ويژگي هاي جسماني ، رواني و ذهني و اخلاقي ، مالكيت ، مصرف ، توليدگري و خلاقيت ويژگي هايي هستند كه مبناي تعريف فرد از خودش قرار مي گيرد و در اين ميان نقش توليدگري و خلاقيت مهم تر و اساسي تر است .  

 

  مرور مفاهيم :

1. انواع ويژگي ها كه مبناي تعريف فرد از خودش قرار مي گيرند ، عبارتند از : نقش و عضويت در گروه ، نسب و نسبت ، ويژگي هاي جسماني ، ويژگي هاي اخلاقي ، مالكيت ، مصرف ،توليدگري و خلاقيت ، ويژگي هاي رواني و ذهني .

2. آن چه در بيان معمول به عنوان چشم و هم چشمي از آن ياد مي شود يكي از جلوه هاي تمايز يابي و هويت يابي بر مبناي نوع مصرف امري رايج و شايع است .

3. امروزه ، هويت يابي بر مبناي مصرف امري رايج و شايع است .

4. پيروي از مد روز روشي است كه افراد از آن براي متمايز كردن خود از ديگران استفاده مي كنند و راهي براي هويت يابي است .

5. افراد براي آن كه عضويت خود را در گروه هاي مورد نظرشان نشان دهند ، از مصرف به عنوان يك وسيله استفاده مي كنند .

6. آن چه در جامعه با عنوان « مصرف گرايي » شناخته مي شود ، به گرايش افراد به مصرف براي هويت يابي اشاره دارد .

7. ويژگي هاي انتسابي اموري است كه فرد بدون اين كه براي كسب آن ها تلاشي كرده باشد ، با آن ها شناخته مي شود ، مانند نسب و نسبت ، زيبايي و توانايي بدني طبيعي .

8. ويژگي هاي اكتسابي به اموري اشاره دارند كه فرد با فعاليت خود ، آن ها را كسب كرده است ، مانند ساده زيستي ، تجمل گرايي ، راست گويي ، توانايي بدني كه از طريق ورزش حاصل مي شود ، شيك پوشي ف هنرمندي و دانشمندي .

9. افرادي كه خود را با ويژگي هايي كه سهم خلاق « خود » در آن ها بالاست ، مي شناسند ، از « فرديت » و استقلال بيش تري برخوردارند .

10. تغييرات مهم جامعه را مي توان به خلاقيت كساني نسبت داد كه هر يك در بخشي از جامعه تغييراتي ايجاد كرده و توانسته اند در مدت زماني طولاني ، ديگران را به انديشه ها و باورها فرابخوانند .

11. جوامعي كه در برابر آن ها بر خلاقيت به عنوان يك ويژگي مهم براي تعريف « خود تاكيد مي شود ، جوامعي هستند كه در سطح جهان نسبت به جوامع ديگر نقش تعيين كننده دارند .

12. امروزه كشورهايي قدرتمند شناخته مي شوند ، كه در نظام آموزشي آن ها بر خلاقيت تاكيد مي شود .

13. يكي از عوامل مهم پيشرفت و توسعه ي جوامع ، تاكيد جوامع بر خلاقيت و نوآوري به عنوان يك ويژگي مهم باري تعريف « خود » است .

14. در اين جوامع ، « كارآفريني » به عنوان يك ويژگي مهم براي تعريف « خود » شناخته مي شود و در ارزش ها و باورهاي جامعه ، تفاوتي مهم و متمايز كننده به حساب مي آيد .  

پرسش مهر سال 1387 ریاست جمهوری

رييس‌جمهور در پيام آغاز سال تحصيلي، پرسش مهر را مطرح كرد
*
چه كنيم كه خدمتگزار خوبي باشيم .


 

رييس‌جمهور در پيامي با تبريك آغاز سال تحصيلي به همه دانش‌پژوهان ، دانشگاهيان ، فرهنگيان ، دانش‌آموزان ، دانشجويان و ملت بزرگ ايران گفت: مهر ماه حقيقتاً ماه مهر است؛ چرا كه يك جنبش عظيم و مجاهدت گسترده براي كسب علم و معرفت آغاز مي‌شود .

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا متن كامل پيام دكتر محمود احمدي‌نژاد به اين شرح است:

آغاز سال تحصيلي را به همه دانش‌پژوهان ، دانشگاهيان ، فرهنگيان ، دانش‌آموزان ، دانشجويان و ملت بزرگ ايران صميمانه تبريك عرض مي‌كنم. ماه مهر براي ملت ما همواره با حال و هواي خاصي همراه است . ماه مهر حقيقتاً ماه مهر است؛ چرا كه يك جنبش عظيم و مجاهدت گسترده و يك تلاش همگاني براي كسب علم و معرفت آغاز مي‌شود و فضاي كشور عطرآگين به عطر مجاهدت در راه علم و كسب دانش، معرفت و تربيت نسل‌هاي پي در پي است.

آغاز سال تحصيلي امسال مواجه شده است با شب‌هاي قدر و شهادت اميرالمومنان (ع) و روزهاي ماه مبارك رمضان و همه آنها براي ما الهام‌بخش است. امير مومنان (ع) به عنوان انسان كامل و امام مبين، الگوي همه بشريت در همه عصرها و نسل هاست. او باب علم پيامبر بزرگ الهي است؛ يعني دروازه علم ، دريچه معرفت ، آستانه ورود به دنياي دانش و معرفت و نيكي ها، امام علي (ع) است. در شب‌هاي قدر كه قرآن نازل مي‌شود - قرآن پايه علم ، تزكيه، حكمت و پايه تعالي بشر است - سرنوشت انسانها رقم زده مي‌شود. تقارن اين ايام براي ما بسيار الهام‌بخش است. ماه مبارك رمضان، ماه خودسازي است؛ خودسازي معنوي، علمي، شخصيتي و روحاني. آماده شدن براي 11 ماه تلاش و مجاهدت و ارتقاي تعالي روحي و معنوي براي يك زندگي جاويد و ابدي . امسال ليالي قدر و بزرگداشت امام با آغاز سال تحصيلي و جنبش عظيم علمي مقارن شده است و اين بسيار راهگشا، الهام‌بخش و مبارك است.

مجموعه آموزش و پرورش بزرگترين، موثرترين ، مهم ترين و عزيزترين مجموعه كشور است. همين امروز جامعه فرهنگيان ما، مومن‌ترين، انقلابي‌ترين و پاك‌ترين اقشار جامعه هستند. هيچ كاري با كار جامعه فرهنگي ما قابل مقايسه نيست. بزرگ‌ترين خدمات، بزرگ‌ترين ابتكارات و خلاقيت‌ها ، پيشرفت‌هاي علمي و معنوي و سياسي جامعه و دستاوردهاي اقتصادي در همه عرصه‌ها مرهون دلسوزي ، فداكاري و تلاش صادقانه و مخلصانه جامعه فرهنگي است. من صميمانه از همه آنها تشكر و دو سه نكته را عرض مي‌كنم و پرسش امسال را طرح خواهم كرد.

دولت با همه توان، خودش را در كنار و در خدمت جامعه فرهنگي مي‌داند؛ با مشكلات و مضايقي كه هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است كه بهترين فرصت و فضا را در حد امكان براي خدمتگزاري جامعه فرهنگي فراهم كند. همه تلاش‌ها اين است كه سرمايه‌گذاري‌ها و دلسوزي‌هاي دولت و جامعه فرهنگي متمركز در مدرسه و در جهت علم آموزي و تربيت نسل‌هاي مومن و شجاع باشد. من به جامعه فرهنگيان عرض مي‌كنم به فضل الهي اين تلاش‌ها ثمر خواهد داد و جهش‌ها و تحولات در راه است. اميدوارم و مطمئن هستم كه با دستان پرمهر و كلام زيبا و آموزنده و پرورش دهنده فرهنگيان و معلمان امسال هم نسل نوجوان و نسل جوان ما يكبار ديگر عدالت، مهرورزي و پيشرفت همه‌جانبه كشور را خواهد شنيد و خواهد آموخت و براي تحقق آن مصمم‌تر خواهد شد.

خطاب به دانش‌آموزان عزيز عرض مي‌كنم كه قدر فرصت و دوران جواني و نوجواني را بدانيد. امروز شرايط براي شما مهياست و مسووليت و ماموريت‌هاي بزرگ ملي و بين‌المللي در برابر شماست. بايد به سرعت راه كسب علم و معرفت و خودسازي را بپيماييد.

احترام به معلم، دل دادن به كلام معلم ، ارادت به معلم، اين مقدمه و لازمه علم‌آموزي ، معرفت ، رسيدن و به دست آوردن فرصت براي كارهاي بزرگ و بزرگ‌تر است . من مطمئن هستم و اميدوارم كه نسل نوجوان و جوان ، قدر خودش ، قدر جامعه فرهنگي كشور و قدر فرصت خودسازي و علم آموزي را خواهد دانست.

و اما به مسوولان آموزش و پرورش هم توصيه‌اي دارم. قدر جامعه فرهنگي را بدانيد. قدر خدمت و خدمتگزاري به بهترين هاي كشور و در بهترين عرصه‌ها را بدانيد. تلاش‌هاي خوبي را داريد انجام مي‌دهيد. همه اين تلاش‌ها بايد در متن جامعه فرهنگي همراه با جامعه فرهنگي و با كمك جامعه فرهنگي و مشاركت و نظارت آنها بيش از پيش گسترش پيدا كند. همه تلاش ها براي خدمت به معلم و كلاس در رابطه معلم و دانش‌آموز بايد متمركز شود . خوشبختانه جهت‌گيري درست است اما بايد همه امكانات و توان‌ها را بسيج كنيم و دولت هم آماده است . ان‌شاءالله و به فضل الهي نخواهيم گذاشت امسال جامعه فرهنگيان ما با بعضي مشكلات مالي و بودجه‌اي و كسري‌ها مواجه شود. از هر كجا كه لازم باشد، بتوانيم و قوانين اجازه دهد، اين كار را خواهيم كرد تا جامعه فرهنگيان ما با آسودگي خاطر بيشتر - ان‌شاءالله - در خدمت تعالي كشور باشند.

و اما پرسش امسال. طي سه سال سه پرسش مطرح شد. پرسش اول درباره عدالت ، پرسش دوم درباره مهرورزي و پرسش سوم درباره پيشرفت و تعالي همه جانبه كشور و امروز درباره «خدمتگزاري» است. بهتر از من مي‌دانيد كه بهترين انسانها نزد خدا ، نافع‌ترين آنها براي خلق خداست . سوال كردند چه كسي بهترين انسانهاست. فرمودند: «خير الناس انفعهم للناس» يعني بهترين مردم كسي است كه نافع‌تر و مفيدتر براي جامعه و مردم باشد. به تعبير خودمان كسي كه خدمتگزارتر باشد؛ يعني همه زندگي و تمام عمر، توانايي و فرصتش را در اختيار خدمتگزاري به جامعه قرار دهد؛ خدمت علمي، خدمت فرهنگي ، تربيتي، اقتصادي ، فناوري ، سياسي. خدمتگزاري به جامعه بالاترين جايگاه براي يك انسان نزد خداوند است كه البته از مومنان و متقيان برمي‌آيد. سوال اين است: «چه كنيم كه خدمتگزار خوبي باشيم . راههاي خدمتگزاري چيست ؟ چگونه بايد خدمت كرد؟ چه عواملي دست به دست هم بدهند كه روحيه خدمتگزاري درجامعه گسترش پيدا بكند؟ فوايد و نتايج خدمتگزاري چيست؟ تاثير خدمتگزاري روي فرد خدمتگزار چگونه است؟ تأثيرخدمتگزاري روي محيط اجتماعي ، روي منافع و مصالح يك ملت و در بسط فرهنگ مهرورزي و خدمتگزاري چيست؟ وظيفه آموزش و پرورش در اين رابطه چيست؟ وظيفه دولت و مسوولان ، وظيفه رسانه‌ها و اصحاب فرهنگ و تبليغات در گسترش فرهنگ خدمتگزاري چيست ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري در بين آحاد مردم، يك كشور و يك ملت مي‌تواند به قله‌هاي سعادت برسد ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري ، مشكلات جامعه برطرف مي‌شود ؟ آيا بدون روحيه خدمتگزاري فاصله‌ها و تبعيض‌ها و محروميت‌ها برطرف خواهد شد ؟ سوال اين است كه چگونه خدمتگزار خوبي براي جامعه باشيم ؟ دانش‌آموزان چه مي‌توانند بكنند ، چگونه مي‌توانند به كشور، ملت و خانواده‌شان خدمت كنند ؟ جامعه فرهنگي ما چه مي‌تواند بكند و همين طور بقيه اقشار؟»

اميدوارم كه سال تحصيلي امسال سالي سرشار از نشاط ، پيشرفت و شادماني براي همه ملت ما به ويژه جامعه فرهنگي و آموزش و پرورش ما باشد و از خداي متعال مي‌خواهم كه در اين شب‌هاي قدر زيباترين، كامل‌ترين و بهترين سرنوشت را براي جامعه فرهنگي ، ملت ما و همه بشريت رقم بزند و آن هم ان‌شاءالله ظهور مولاي هستي، نجات‌بخش همه بشريت، انسان كامل، مهدي موعود (ع) هست.

والسلام علكيم و الحمدلله و بركاته

خلاصه مطالب درس مطالعات اجتماعی به همراه نمونه سوالات

سرفصل دروس:

 

فصل اول

شکل گیری زندگی اجتماعی.................

فصل دوم:

نظام اجتماعی...................

فصل سوم:

نظام خانواده...................................

فصل چهارم:

نظام اقتصادی.................

فصل پنجم:

نظام سیاسی..................................

 

 

فصل اول: شکل گیری زندگی اجتماعی

 

درس اول:     شناخت محیط اجتماعی

 

درس دوم:     شکل گیری گروه

 

درس سوم:    هنجارها وارزشهای اجتماعی

 

درس چهارم: رابطۀ گروها با یکدیگر

 

درس پنجم:    تأثیرات گروه بر فرد

 

درس ششم:    آسیبهای گروه 

 

درس اول: شناخت محیط اجتماعی

چکیده ی درس:

1.شناخت حاصل از زندگی(تجربی): شناختی است که همۀ افراد تقریبأ دارند.از طریق تجربـۀ فردی با استفاده از اطلاعات دیگران به دست می آید وهرچقدر این تجربها واطلاعات بیشتر باشد،دامنۀ شناخت گسترده تر خواهد شد.

 

2.شناخت علمی: شناختی است که عالم اجتماعی از طریق مطالعۀ منظم و دقیق رفتار انسان وزندگی جوامع مختلف و تحولات آنها، ارائه می کند.                

   (نظر عالم اجتماعی ممکن است با نظر پذیرفته شده در جامعه مغایر باشد).

 

 

3.نتایج شناخت نادرست از محیط اجتماعی: از انجا که تصمیم گیریهای ما منوط به شناخت درستمان از شرایط اجتماعی،سیاسی واقتصادی و فرهنگی جامعۀ خودمان است،اگرشناخت صحیحی نداشته باشیم،تصمیمات نا درستی خواهیم گرفت که منجر به شکستمان می شود.بنابر این آیندۀ ما وابسته به شناختی است که:    

  1- ناقص نباشد

 2- برپایۀ احساسات قرار نگیرد

 3- دور از واقعیتهای زندگی نباشد

 بنابر این تلاش مطلوب تلاشی است که:

الف)-برای دست یابی به شناخت دقیقتر ونزدیکتر به واقعیت باشد 

ب)- توانایی ما را برای درک محیط اجتماعی افزایش دهد.

*.سوالات   صحیح غلط  درس اول

.الف) اگر فرد در مرحلۀ نوجوانی وجوانی بدون شناخت درست از شرایط اجتماعی ، سیاسی واقتصادی جامعۀ خویش تصمیم بگیردودست به عمل بزند موفق خواهد شد. 

  (1) صحیح           (2) غلط            

ب) شناخت عملی همیشه با شناخت حاصل از زندگی مطابق است .                  (1) صحیح           (2) غلط            

پ) شناخت عملی همیشه با شناخت حاصل از زندگی مغایر است .                   (1) صحیح           (2) غلط            

ج) نظر عالم اجتماعی ممکن است با نظریۀ پذیرفته شده در جامعه مغایر باشد.                  (1) صحیح           (2) غلط            

د) شناخت عملی همان شناخت حاصل از زندگی است.                  (1) صحیح           (2) غلط            

*سوالات تستی درس اول:

1-این شناخت با مطالعۀ دقیق ومنظم زندگی جوامع انسانی بدست می آید.

 الف) شناخت فطری                                                                     ب) شناخت تجربی                             

  ج) شناخت عملی                                                                        د) شناخت حاصل از زندگی

 

2.این شناخت به تدریج و در اثر بر خورد با محیط بدست می آید.

 الف) شناخت عملی                                                             ب) شناخت حاصل از زندگی  

ج) تعامل اجتماعی                                                                 د) شناخت نهایی  

         

3.تجربۀ حاصل از پرسش از دیگران و یادگیری از این طریق را چه می گویند؟  

 الف) شناخت عملی                                                                 ب) شناخت حاصل از زندگی 

 ج) اجتماعی شدن                                                                    د) تعامل اجتماعی

 

5.عالم اجتماعی چه شناختی را ارائه می دهد؟

  الف) شناخت علمی                                         ب) شناخت حاصل از زندگی               

  ج) شناخت تجربی                                            د) شناخت ارزشی

*سوالات تشریحی درس اول:

 

1.دورۀ نوجوانی را از نظر نیازهای اجتماعی با دورۀ کودکی مقایسه کنید؟   

 

ویژگی های دوران نوجوانی -کودکی

دوران نوجوانی و جوانی

دوران کودکی

1.اینده نگر بودن

1.زندگی کردن در زمان حال و اسوده بودن

2.تصمیم گیری نسبتا صحیح

2.عدم تصمیم گیری

3.استقلال از دیگران وعدم وابستگی به بزرگتر ها

3.وابستگی به بزرگترها

4.به عهده گرفتن مسئولیت زندگی خود و دیگران

4.بی مسئولیتی

 

2.نتایج شناخت نادرست محیط اجتماعی را توضیح دهید.؟

اگر فرد در مرحلۀ نوجوانی وجوانی بدون شناخت درست از شرایط اجتماعی ،سیاسی و اقتصادی جامعه خویش تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند با شکست روبرو خواهد شد.شناختی ناقص که بر پایۀ احساسات قرار گیرد و از وا قعیتهای زندگی دور باشد میتواند اثراتی زیان بار بر زندگی شما داشته باشد.

 

3.شناخت علمی جامعه چگونه بدست می آید؟

این شناخت توسط عالم اجتماعی بدست می آیدو به مطالعۀ منظم و دقیق رفتار انسان و زندگی جوامع مختلف وتحولات آنها می گویند.

 

4.شناخت حاصل از زندگی را تعریف کنید؟

شناختی است که همۀ افراد تقریباً دارند و از طریق تجربۀ فردی ، پرسش از دیگران ویادگیری از طریق بدست می آیدو هرچقدر این تجربها واطلاعات بیشترباشد،دامنۀ شناخت گسترده تر خواهد شد. 

 

5.با ذکریک مثال، شناخت علمی را با شناخت غیر علمی مقایسه کنید.؟

در مورد مسئلۀ خود کشی بیشتر مردم تصور می کنند که خود کشی زمانی افزایش می یابد که زندگی برای افراد مشکل،طاقت فرسا و تحمل ناپذیر شود.اما عالم اجتماعی با بررسی آمار خود کشی در کشورها و دورهای مختلف ، به نتیجه ای مغایر با این نظر می رسد.میزان خود کشی نه در دورهای جنگ وآشوب بلکه در دورهای رفاه اقتصادی بیشتر می شود. علت آن هم چنین بیان می شود که خود کشی با کاهش همبستگی فرد با دیگران و رشد فردیت افزایش می یابد و این چیزی است که در دوره رفاه اقتصادی بیشتر از دورهای آشوب وجنگ رخ می دهد. بنابراین شناخت حاصل از زندگی مفید وسودمند است و شناخت عملی میتواند آن را تکمیل و حتی تصحیح کند. چنین شناختی به ما توانایی می دهد که شرایط زندگی اجتماعی خویش را بهتر بشناسیم وبرای تحقق اهداف خویش ، راه های سنجیده تری را بر گزینیم. 

6 ایا شناخت حاصل از زندگی برای شناخت جامعه کافی است؟

خیر شناخت حاصل از زندگی مفید وسودمند است اما شناخت علمی ان را تکمیل وتصحیح می کند وبه ما کمک می کند که برای تصمیم گیریهایمان سنجیده تر عمل کنیم .

 

 

درس دوم: شکل گیری گروه

چکیده ی درس:

1.تعامل اجتماعی(کنش اجتماعی): اگر رفتارفردی، پاسخ فرد دیگری را بر انگیزد، میان آنهارابطه ای متقابل بر قرار می شود که به آن تعامل اجتماعی می گویند.

 

2.گروه: افرادی که خود را ما تلقی می کنند و به صورت نسبتاً پایدار و منظم با یکدیگر تعامل دارند.

 

3.گروه سطحی ومحدود(شبه گروه): مای تشکیل شده ممکن است بسیار سطحی و محدود باشد که در این حالت به سرعت از بین خواهد رفت و تعامل اجتماعی بین آنها تداوم نمی یابد مانند افرادی که در یک کوپۀ قطار هم سفرند.

 

 

سوالات تستی درس دوم:

1.میل طبیعی انسان به اجتماعی زندگی کردن و تأمین نیازهای انسانی، بیانگر کدامیک از موارد زیر است؟

لف) نظریۀ فلاسفه در موردتشکیل گروه است

  ب) نظریۀ فلاسفه در مورد علت جامعه پذیری افراد است

 ج) نظریۀ علمای دین برای بر قراری رابطه با خداست

   د) نظریۀ علمای اجتماعی در مورد علت تلاش انسان برای بر قراری رابطه با دیگران است

 

2.افرادی که خود را ما تلقی می کنندو به صورت نسبتاً پایدار و منظم با یکدیگر تعامل دارند؟

الف) گروه                                                                             ب) تعامل اجتماعی                        

 ج) نظام                                                                                 د) هیچکدام

 

3.اگر رفتارفردی، پاسخ فرد دیگری را بر انگیزد،میان آنها رابطۀ متقابل برقرارمی شود که به آن............می گویند.

 الف) طبع اجتماعی                                                                ب) گروه

 ج) هنجار اجتماعی                                                                 د) تعامل اجتماعی

 

4.تفاوت گروه با گروه سطحی ومحدود(شبه گروه)در چیست؟

  الف) تعداد افراد در گروه بیشتر است

 ب) در گروههای سطحی احساس ما بوجود نمی آید

 ج) درگروههای سطحی ومحدود مشابهت ها بیشتراست

  د) تعامل اجتماعی درگروه به صورت نسبتاً پایدارومنظم تداوم می یابد

سوالات تشریحی درس دوم:

 

 

1.مراحل تشکیل و شکل گیری گروه را فهرست کنید.

      1 - میل طبیعی به برقراری رابطه

      2 - برقراری رابطۀ اجتماعی

      3 - بوجود آمدن تعامل اجتماعی

      4- شکل گیری احساس ما (براساس مشابهت ها و مشترکات)

      5 - شکل گیری گروه

 

2.تعامل اجتماعی چه زمانی رخ می دهد؟مثال بزنید؟

 مثال: پاسخ یک فرد به لبخند دوستانۀ فرد دیگر

 مثال: باز شدن سر صحبت با تعارف یک بیسکویت

 

3.علل گرایش انسان به زندگی گروهی چیست؟

بعضی فلاسفه می گویند که انسان بالطبع اجتماعی است واین تلاش ناشی از میل طبیعی انسان به اجتماعی زندگی کردن و تأمین نیازهای انسانی می داند خواستها و نیازهای انسان او را به برقراری روابط با دیگران سوق می دهند و موجب تداوم حیات جامعه می شوند.

 

4.تعامل یا کنش اجتماعی را با ذکر چند مثال توضیح دهید.

اگررفتار فردیاسخ فرد دیگری را برانگیزد، میان آنها رابطۀ متقابلی برقرار می شود که به آن  تعامل اجتماعی می گویند(مثال در سوال 2)

 

5.گروه را با توجه به ویژگیهای اصلی آن تعریف کنید.

افرادی که خود را ما تلقی می کنند و به صورت نسبتاً پایدار و منظم با یکدیگرتعامل دارند یک گروه را تشکیل می دهند(مانند خانواده)

 

درس سوم: هنجارها وارزشهای اجتماعی

چکیده ی درس:

1.الگوی عمل(هنجار): به رفتارهایی که فرد با عضویت در گروه باید آنها را انجام دهد ودرصورت رعایت نکردن آنها با مجازات روبرو می شود.

 

2.ارزش: به اموری که برای گروه اهمیت دارد که اعضای گروه برای دفاع از ان حاضرند جانشان به خطر بیفتد واگر کسی به ان امور توهین کند واکنش نشان میدهند..

 

.نتیجه گیری: افراد با عضویت در گروهها برای تداوم زندگی خود ملزم به پذیرش الگوهای عمل(هنجار) وارزشهای مربوط به آن گروه می باشند.

 

*سوالات صحیح-غلط درس سوم

الف) هررفتاری که فرد انجام می دهد ارزش است      (1) صحیح           (2) غلط            

ب) هررفتاری که فرد در گروه انجام می دهد ارزش است    (1) صحیح           (2) غلط            

ج) اموری که برای گروه اهمیت دارد ارزش است    (1) صحیح           (2) غلط            

  د) داشتن ثروت در گروه دوستی ارزش است(1) صحیح           (2) غلط            

 

*سوالات تستی درس سوم:

 

1. به رفتارهایی که فرد با عضویت در گروه باید آنها را انجام دهد و در صورت رعایت نکردن آنها با مجازات روبرو می شود ، ............ می گویند.                             

  الف) ارزش                                                    ب) اجبار اجتماعی                 

 ج) هنجار                                                        د)آرمان اجتماعی

 

2. به اموری گفته می شود که برای گروه اهمیت دارد(آنچه برای گروه وافراد آن مهم و مطلوب تلقی می شود).                                                                       

  الف) ارزش                                                 ب) آرمان اجتماعی                         

 ج) هنجار                                                    د)اجبار اجتماعی

 

3. کدامیک از موارد زیر برای یک گروه دوستی ارزش محسوب می شود؟                  

  الف) پیروزی در جنگ                          ب) رتبۀ اول شدن                                  

 ج) غزت واستقلال                                د)دوستی ،صداقت ورازداری

 

4. درتیم فوتبال اعتراض نکردن به تصمیم داور......... است.                           

  الف) ارزش                                             ب) الگوی عمل                               

  ج) هدف                                                  د) اشتباه

 

به نام ایزد توانا

بنام خداوند  جان آفرین                              حکیم سخن بر زبان آفرین

 

بانام ویاد ایزد توانا

وب سایت علوم اجتماعی دبیرستان نمونه محمودیه۹

 اولین لحظه تولدش را به  اتفاق شما مهمانان بخصوص همشهریان عزیز

دانشجویان فرهنگیان دانش آموزان واولیاءمکرم

شهرستان تربت حیدریه

وعموم هموطنان بزرگوار

گرامی می دارد

به امید ارشاد و مساعدت و راهنمایی صمیمانه شما

منتظر نظرات سازنده شما می باشیم