داستانک
وقتی "آنجلا" خیلی کوچک بود
دو یا سه ساله یا بیشتر بود
پدر و مادرش
به او یاد داده بودند هرگز نگوید نه
به او یاد داده بودند باید موافق باشد
به هر آنچه که آنها می گویند ،
و اگر موافق نباشد ، کتک خواهد خورد
و باید به رختخواب برود ،
"آنجلا" بزرگ شد .
و او سازگارترین بچه بود ،
او هرگز عصبانی نمی شد
و او هرگز وحشی گری نمی کرد ،
همیشه در هر کاری شرکت داده می شد
همیشه مراقبش بودند ،
او هرگز دعوا نمی کرد .
مهم نبود که پدر و مادرش چه می گویند
همیشه فکر می کرد که حق با آنهاست
"آنجلا" فرشته کوچک ، در مدرسه شاگر خوبی بود
و همان طور که شما تصور می کنید ، پیرو هر قانونی بود
معلم هایش می گفتند که او خیلی با تربیت بود
که اینقدر آرام و خوب بود ،
اما "آنجلا" در درون خود چه احساسی داشت ،
احساسی که هیچ کس به آن پی نبرده بود ،
"آنجلا" دوستان زیادی داشت
که او را دوست داشتند به خاطر لبخندی که همیشه داشت ،
آنها می دانستند او دختری بود که
هنوز راه زیادی در پیش داشت،
حتی وقتی سرماخودگی داشت،
اگر کسی از او کمک می خواست،
او همیشه آمادگی داشت.
وقتی "آنجلا" سی و سه ساله بود ، او همسر یک وکیل بود .
او خانه ای داشت و خانواده و زندگی زیبایی در حومه شهر.
دختری داشت چهار ساله
و پسری نه ساله
و هر وقت کسی از او حالش را می پرسید
او همیشه جواب می داد : خوب
اما در یک شب سرد نزدیکی های کریسمس
وقتی خانواده اش خواب بودند ،
او بیدار بود و افکار ترسناکی در ذهنش می چرخیدند،
او نمی دانست چرا و نمی دانست چگونه .
اما او آرزو می کرد مرگ را ،
او به کسی که او را به این جهان آورده بود التماس می کرد .
که دوباره او را برگرداند ،
وقتی از درون خود شنید ،
صدایی اهسته و آرام، که فقط یک کلمه گفت .
و تنها کلمه ای که گفت این بود ... نه
از آن لحظه به بعد ، "آنجلا" می دانست
دقیقا چه کار باید بکند
زندگی او به آن کلمه بستگی داشت
او دوست داشت کلمه ای را که یک بار شنید :
نه ، من نمی خواهم .
نه ، من موافق نیستم .
نه ، انجام آن وظیفه شماست .
نه ، آن مناسب من نیست .
نه ، من چیز دیگری می خواهم .
نه ، آن زیاد اذیت می کند .
نه ، من خسته ام ، و نه من کار دارم .
نه ، بهتر است نه !
خوب ، خانواده اش شوکه بودند
و دوستانش با تعجب عکس العمل نشان دادند
اما "آنجلا" متفاوت بود ، می توانستید آن را از چشم هایش بخوانید .
دیگر در مقابل او صبور و بردبار نبودند
امروز آنجلا او یک انسان است و سپس مادر و همسر ...
به پسر و دخترش می گوید :
وقتی ما موافق باشیم خوب است !
اما اگر نتوانید بگویید نه ، شما هرگز رشد نخواهید کرد .
برای انسانی کامل بودند شما باید وجود داشته باشید .
زیرا می دانم که من زمانی در اشتباه بودم ،
و چون شما را خیلی دوست دارم ،
شما همیشه فرشته های من خواهید بود .
حتی اگر به من بگویید نه .
راز دست يابي به موفقيت و آرامش درون در کنکور
راز دست يابي به موفقيت و آرامش درون :
راز اول :
ذهن خود را براي پذيرش هر چيزي اماده سازيد ولي وابسته نشويد .
راز دوم :
تا زماني كه نغمه ي دل خويش را شكوفا نساخته اي آرام منشين .
راز سوم :
نمي توانيد انچه را كه نداريد به ديگران ببخشيد .
راز چهارم :
سكوت سرشار از ناگفته هاست .
راز پنجم :
گذشته خود را رها كنيد .
راز ششم :
نمي توانيد مشكل خود را با همان دستي حل كنيد كه آن را افريده است .
راز هفتم :
هيچ گونه خشم و رنجشي قابل توجيه نيست .
راز هشتم :
با خود به گونه اي رفتار كنيد كه گويي همان هستي كه ارزويش را داري .
راز نهم :
درون خويش را گرامي بداريد هرگز نمي توانيد از نيرويي كه شما را افريد جدا شويد .
یک با یک برابر نیست
|
|
| معلم پای تخته داد می زد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود ولی آخر کلاسی ها برای آنکه بی خود، های و هو می کرد و با آن شور بی پایان یک با یک برابر هست از میان جمع شاگردان یکی برخاست معلم و او پرسید یک با یک برابر بود سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد و او با پوزخندی گفت یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفت خواران یک اگر با یک برابر بود
یک اگر با یک برابر بود
معلم ناله آسا گفت یک با یک برابر نیست |
ضرورت مهار مصرف گرایی نوین
ضرورت مهار مصرف گرایی نوین
مصرفگرایی یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و خواستهها. این عمل نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه دربرگیرنده خدمات نیز است. در جوامع نوین، مصرفگرایی به یک فعالیت اجتماعی اصلی تبدیل شده است. برای مصرفگرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی صرف میشود. مطالعه مصرفگرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا تولیدکنندگان و توزیعکنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگیهای آن دارند. به همین لحاظ است که جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیلهای همهجانبه آن میپردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.به گزارش خبرگزاری موج مصرفگرایی نوین به شکل بیرویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامهریزی است. مصرفگرایی بیرویه پدیدهای بینالمللی است و چاره آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرفگرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیعتر اجتماعی در نظر گرفت، زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است. مصرفگرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری برای اولین بار در اروپا بوجود آمدو سپس به جوامع دیگر بسط داده شده و در شرایط کنونی به وفور و به سرعت شاهد رشد آن در کشور هستیم.یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری بر این باور است که فرهنگ مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایهگذاری و ایجاد موسسههای اقتصادی است که روحیه سرمایه داری بوجود میآورد و به تدریج یک نظام اجتماعی ایجاد میکند. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایهداری و توسعه مصرفگرایی بوجود میآید. اما واقعیت امر این است که سرمایهداری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام سودسازی بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایهگذاری بیشتر و مجددا تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است. ابتدا فکر میکردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایهداری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایهداری با تولید انبوه نیاز به مصرفکنندگان انبوه دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرفکنندگان انبوه به زودی نمایان شد. در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود میشد. اما تولیدکنندگان نباید خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمیدادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعا مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بیدوام امکانپذیر بود. در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبههای روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرفگرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آورد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تاسیس شدند و فرهنگ مصرفگرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا میتوانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت میگرفتند و تقریبا مصرفگرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل شد. الگوهای مصرفگرایی نوین توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و غیره) در زیر یک سقف، مردم را به مصرفگرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار میگرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا مقابل چشمان خود میدیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دورههای معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده میشدند. مردم به این سمت هدایت میشدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند. مصرفگرایی میبایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرفگرایی باید مهیا میشد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرفگرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراجهای پیدرپی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانههای متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روانشناسی استفاده میشود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج میبیند، فکر میکند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمیداد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارتهای اعتباری حل میشود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمیشوند، زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی میماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دور ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها به افراد یا موسسههای خیریه. افراد نمیتوانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند، زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. میدانیم که سرمایهداری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایهداری شده است. هدف سرمایهداری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرفگرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرفگرایی در این کشورها، سرمایهداری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینههای مختلفی فعالیت میکنند. مهمترین عوامل عبارتند از: 1- تجار بزرگ، 2- خردهفروشان، 3-صاحبان تبلیغات، 4- دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی 5- تولید کنندگان کالاها و خدمات، 6- بانکها و بسیاری از افراد و دیگر موسسات. در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرفگرایی به شکلهای زیر نمایان میشود:1- الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عینا نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل میشوند. 2- وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عوامل شدیدا به این انتقال کمک میکنند. 3- افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالایی برخوردارند، در مصرفگرایی، افراطیتر از خارجیان عمل میکنند. 4- به تدریج مصرفگرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومیمیشود. معمولا در کشورهای در حال توسعه، مصرفگرایی با عدمامنیت اقتصادی توام میشود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرفگرایی را تشدید میکند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس میگردد. انبار کردن اجناس به مصرفگرایی بیرویه تبدیل میشود. نهایتا همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک میکند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایهای است. همین امر باعث میگردد که افراد با زمینههای اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرفگرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل میشود. معمولا جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم میکنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرفگرایی را برای سه طبقه به بار میآورند. هر سه طبقه، مصرفگرایی بیرویه دارند، اما به شکلهای متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر میکنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان میآورند را هم به مقدار زیادی مصرف میکنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی میکنند با مصرفگرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرفگرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن میشود و اعضای یک طبقه در مصرفگرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است. اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی میکنند خود را از طبقات بالا عقب تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا میپردازند. بازار برای خوشایند آنها، اجناس ظاهرا لوکس، اما ارزان به وفور در اختیار آنها قرار میدهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست میدهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است، زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند. اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرفگرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار را به خود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامیدارد. خرید اعضای این طبقه عمدتا خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال میدهد. در واقع الگوی مصرفگرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایهدار از سرمایه بالقوه تلف شده است، زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایهدار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرفگرایی انبوه عادت میکنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ وی را تشکیل میدهد. لزوم برنامهریزی برای الگوهای مصرفبهینه برنامهریزی برای الگوهای مصرفگرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:نخست، مصرفگرایی صحیح را باید از طریق آموزشهای رسمیبه کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد. دوم، مصرفگرایی غلط و صحیح را باید به شیوههای آموزشهای غیررسمیاز طریق رسانههای جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد. سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگی توام شود. نباید گذاشت هر کالایی در جامعه تولید گردد. چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید اعمال شود.پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتا مشابهی به آنها داشته باشند. ششم، تبلیغات باید به گونهای باشند که مصرفگرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفا به معرفی کالاها و خدمات بپردازند. هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقهای پیرامون مصرفگرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود. هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینههای مختلف بجای فرهنگ مصرفگرایی فردی اشاعه شود. نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمعآوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود. دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود. مصرفگرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در غرب و سپس نقاط دیگر دنیا و اکنون درکشورهای جهان سوم ظاهر شد. اعضای طبقه بالای جامعه آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بکار میبرند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرفگرایی استفاده میکنند. طبقه پایین بدون توجه به مساله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرفگرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر در این دام فرو میرود. اگر دولتمردان با همکاری کارشناسان اجتماعی چارهای برای این معضل اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعا اسیر همان مسائل مصرفگرایی بیرویه غرب خواهد شد. کارهایی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه میتواند کارساز باشد. دوم در زمینه کنترلهای اقتصادی است، بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترلهای شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامهریزی در سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:1- برنامهریزی در نهادهای آموزشی 2- برنامهریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید 3- برنامهریزی در کنترل بازار و قیمتها. بدون شک برنامهریزی در این زمینه با دشواریهایی روبرو است، اما جاذبههای آموزشی داخلی و کنترلهای منطقی تولیدی و توزیعی میتواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کند.
مصرف گرایی بی رویه ؛ سدی در مقابل توسعه در جامعه
مصرف گرایی بی رویه ؛ سدی در مقابل توسعه در جامعه
به گزارش خبرنگار مهر در رشت، آمارهای رسمی بیانگر این واقعیت است که به دلیل مصرف بی رویه مواد غذایی در زمینه برنج پنج درصد، گندم ۱۵ درصد و نان مصرفی ۲۰ درصد ضایعات برجای می ماند. یک عضوکمیسیون اقتصادی مجلس هشتم در این ارتباط گفت: هراندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه راحت طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. سید کاظم دلخوش همچنین ابراز داشت: با ارتقاء آگاهی و سطح فرهنگ عام می توان بهره وری تولید را افزایش و از مصرف گرایی جلوگیری کرد و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورد. نماینده مردم صومعه سرا با اعلام اینکه مصرف گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم می شود، افزود: این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. دلخوش گفت: هر اندازه توزیع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه مصرف گرایی رواج و گسترش سریع تری در درون جامعه خواهد داشت. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشتم همچنین با اشاره به اینکه منبع کسب در آمد، عامل اساسی برای روحیه مصرف گرایی خواهد بود، افزود: در آمدهای کلان که از طریق کسب رانت ها حاصل می شود به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی شود، روحیه مصرف گرایی را نیز سریعتر رواج می دهد. دلخوش بیان داشت: هرگاه دگرگونی های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروتهای بی حساب و با دآورده مشکل تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس گرایی کاسته خواهد شد. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس همچنین با اعلام اینکه نظام سرمایه داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه حیات نخواهد بود، گفت: آنان بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار خود قرارداده اند. یک کارشناس ارشد امور اقتصادی در این زمینه بیان داشت: مصرف گرایی یکی از پدیده های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. حسین اسدی افزود: تهدید منابع، آلودگی های محیط زیست، فاصله اجتماعی، تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" را از جمله عوارض این پدیده می توان اشاره کرد. وی بیان داشت: هنگامی که زیربنای مناسب تولید و در آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیبهای متعددی در جامعه بروز می کند. اسدی بیان داشت: در شرایط رونق اقتصادی و بالا رفتن قدرت خرید مردم، مصرف گرایی رواج می یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. این کارشناس امور اقتصادی، تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری، ارائه الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه مناسب جهت فعالیت اقتصادی را از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف دانست. اسدی عنوان کرد: در جامعه ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهت گیری معنوی انقلاب، به دلایل مختلف ارزشهای مادی رواج یافت و ارزشهای معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. وی یادآور شد: مصرف گرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه به طور عمده بعد از جنگ جهانی دوم رواج پیدا کرد. اسدی ادامه داد: دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. این کارشناس ارشد امور اقتصادی ادامه داد: بنابراین مصرف گرایی، ضامن چیزی جز نیاز های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. اسدی گفت: البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت طلبی، تجمل پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکافی بین خود و سایر گروه های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. اسدی ادامه داد: از آنجا که مصرف گرایی، برداشت بیش از اندازه هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. یک استاد رشته علوم اجتماعی نیز در این ارتباط خاطرنشان کرد: بخشی از وظائف حاکمیت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعی ا ست، با این وجود تلاش برای آموزش این مسئله در کتب درسی، فیلمها، سریالهای تلویزیونی ضروری است. محمدجواد اسدی فر بیان داشت: ضعف آموزش، تشدید روحیه تجمل گرایی و مصرف گرایی توسط طبقه دلال و غیر مولد جامعه را به وجود آورده است. وی اظهار داشت: تولید در جامعه و شکل گرفتن طبقات اجتماعی، به اضافه حضور فعال بخش های دلال و واسطه گر اقتصادی در جامعه ما شرایطی به وجود آورده است که حتی نظام اقتصادی را در مقابله با مفاسدی نظیر سرمایه گذاری های غیر تولیدی با مشکل مواجه کرده است. اسدی فر افزود: اگر سیستم بتواند سمت و سوی تولید جامعه را تعیین کند و جامعه نیز از تحرک طبقاتی بازماند، قاعدتا می توان انتظار داشت که الگوی مصرف در جامعه تصحیح شود و با تولید بالقوه منطبق شود. این استاد دانشگاه همچنین بیان داشت: هرگونه اصلاح در نظام مصرف باید مبتنی بر زیر ساخت تولیدی جامعه باشد و امکانی را فراهم آورد که الگوی مصرف با پشتوانه تولید تجهیز شود. وی خاطرنشان کرد: مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی توان تنها یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. اسدی فر ادامه داد: بنابراین نقطه عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه همگامی ساختار و کارکرد های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف گرایی باز کنند.
مصرف گرایی و آسیبهای آن
|
مصرف گرایی و آسیبهای آن
اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد. سؤال اساسی این است که چرا جامعهی ما گرایش به مصرفگرایی دارد؟ چرا مصرفگرایی برای عدهای نوعی
افتخار محسوب میشود؟ آیا میان مصرفگرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطهای وجود دارد؟ چگونه میتوان گرایش به مصرفگرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه میتوان مردم را
در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید میکند؟
مردم، مصرفگرایی رواج مییابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پسانداز و سرمایهگذاری، ارائهی الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینهی مناسب جهت فعالیت اقتصادیست. در جامعهی ایران پس از انقلاب به رغم ماهیت و جهتگیری معنوی انقلاب، به علل مختلف ارزشهای مادی رواج یافت و ارزشهای معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرفگرایی به صورت اخص آن در بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پیدا کرد. دولت و صاحبان صنایع ابتدا در کشورهای صنعتی و بعد در کشورهای در حال توسعه، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مد نظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرفگرایی، ضامن چیزی جز نیازهای کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد. البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحتطلبی، تجملپرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروههای جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرفگرایی، برداشت بیش از اندازهی هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد. مصرفگرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایهگذاری جهت طرح و اجرای زیرساختهای توسعه میشود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیهی راحتطلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسانهایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقششان در درون جامعه تفکر میکنند، سهلتر پذیرای روحیهی مصرفگرایی در جامعه هستند. اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهرهوری تولید را افزایش داده و هم از مصرفگرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیتهای تولیدی در اختیار خواهد گذاشت. همانطور که بیان شد، مصرفگرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده، افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزیع ثروت و درآمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیهی مصرفگرایی رواج و گسترش سریعتری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب درآمد، عامل اساسی برای روحیهی مصرفگرایی خواهد بود. بدین صورت درآمدهای کلان که از طریق کسب رانتهای مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمیشود، روحیهی مصرف گرایی را نیز سریعتر رواج میدهد. بنابراین هر گاه دگرگونیهای اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروتهای بیحساب و بادآورده مشکلتر شده و لاجرم از تجملات و لوکسگرایی کاسته خواهد شد. از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است. نظام سرمایهداری بدون مصرف گرایی قادر به ادامهی حیات |
|